itanma

itanma

ألمانيا

مدونتي

itanma

تاريخ الانشاء: 1 فبراير 2015

التصنيف: آراء وأفـكـار

التدوينات: 28

التعليقات: 0

آخر تدويناتي

  • lbqdjqdw

    ج ساله و يه دختر حدود هيفده هيجده ساله! حوصله نداشتم به اين فكر كنم كه اين زن و اين بچه كيه؟!چشم هامو بستم. يه صداهايي از بيرون مي اومد. صداي خانم شادي بود:- نه آقاي...

  • jbqdd

    رادمان هم حق بدي كه همچين فكري بكنه! خب اون يه پسره! مي دوني كه رو تو هم خيلي حساسه! به علاوه تو براش توضيح ندادي كه همش سوتفاهم بوده!- ديشب حالش خوب نبود. مي خواستم...

  • lbhqd qd

    فقط نگاش كردم. سروش رو خيلي دوست داشتم اما هيچ وقت نمي تونستم به عنوان شريك زندگي بهش نگاه كنم. فنجونمو گذاشتم روي ميز و گفتم:- سروش! خودتم مي دوني كه خيلي دوستت دارم!...

  • lqbdqd

    حاضرم جونمو هم واسش بدم!يه نفس عميق مي كشم! چقدر اين بوي عطر رو دوست دارم!دستامو باز مي كنم. انگار يكي دستاشو تو دستام قفل كرده!***بوي عطر رادمان به مشامم رسيد.چقدر بوش...